10 ماهه گی بردیا در ایام عید...
به نام خدا...
5 روز از ایام تعطیلات پر دغدغه ی نوروز میگذره و تو هم ده ماهه شدی.. یعنی دیگه حسابی آقا شدی و چیزی تا تولد یک سالگیت نمونده...
امروز تولد6 سالگی ایلیا پسر خاله هم بود... بهش تبریک میگیم...ایشالله صد ساله بشه زیر سایه پدر و مادر مهربونش.gif)
بردیا و ایلیا

عزیز دلم جدیدا یه حرکتایی میکنی و دیگه به یه جا نشستن راضی نیستی ...البته خودت بیشتر از من ذوق میکنی... غل های پشت سر هم میخوری تا به خواستت برسی... یه کمی هم سینه خیز میری...
توی این تعطیلات هم ما رو حسابی شرمنده کردی و ...
توی ماشین مامان و اذیت نکردی و از سر و کول من بالا نرفتی....gif)
خواب و خوراکت اصلا به هم نریخت و پوست مامان و نکندی تا بخوابی....gif)
وقتی مهمون داشتیم و مهمونی رفتیم اصلا غر نزدی!!!.gif)
اصلا کاری با خوراکیها نداشتی و به طرف هیچی حمله نمیکردی....gif)
توی مهمونی ها اصلا خیار رنده نکردی ونریختی زمین ....gif)
موقع تعویض لباس هم مثل همیشه همکاری کردی!!.gif)
البته مطمئنم که منظورم رو خوب فهمیدی عزیزدلم... همه اینا فدای یه تار موی تو... مگه تو چند تا عید 10 ماه هستی و یه پسر شیطون؟؟؟؟؟

عکس بالایی 33 روزه هستی و عکس پایینی10 ماهه... عاشششششقتم

پسر آبی ... مورچه ی آبی...آبیته؟؟؟

خصومت عجیبی هم با کلاه داری...

خلاصه اینکه اولین نوروز رو در کنار تو با یه عالمه خاطره سپری میکنیم و خدا رو شاکریم .
10 ماهگیت مبارک پسرکم.gif)


10 ماهه گی بردیا در ایام عید...
